تبلیغات
زمین سرد - سالنامه من

سالنامه من

شنبه 14 مهر 1386 , توسط مهرشاد رستمی
دارم ورقش می زنم. خیلی سرده. هوا رو می گم. الان دیگه باید زمستون شده باشه.عجب سالی بود این سال زندگی . چه سالنامه خط خورده ای ! با صفحه هایی که سعی کردم از بیخ درشون بیارم طوری که جاشون نمونه ولی نشد! یکی یکی روزها و ماه ها و فصلهاشو دارم مرور می کنم. بهار! قدم کوتاه تر از این بود که بتونم درخت قشنگ و قدیمی روبروی پنجره اتاقمو که خیلی تعریفشو شنیده بودم ببینم. هر چی رو پنجه ایستادم نشد که نشد! میگفتن هر سال بهار به زیبایی هر چه تمام تر جوونه می زنه و برگهای تازه در میاره. فقط می گفتن و من فقط می شنیدم و تو ذهنم از اون درخت و نیا بیرون تصویر می ساختم. صبر کردم و صبر کردم. تابستون! هوا چه گرم بود. اصلا کم کم درخت تو کوچه داشت از یادم می رفت. شور و اشتیاق (هه) چیزای دیگه درخت رو از یادم برده بود. عجب فصلی بود این تابستان سال من! الان که که به صفحات تابستان نگاه می کنم، می بینم خط خطی ترین و البته بی برگ ترین فصل سال منه. اینجا رو ببین! 0912..... بوووووووووق بووووووووووووق .......بوق بوق بوق !!!!! دفعه بعد که گرفتمش دیگه در دسترس نبود تا یه شب که سر کوچشون یه گوشه کز کرده بودم، دلیل در دسترس نبودنشو فهمیدم. تا به خودم اومدم پاییز! ... درخته یه جورایی هم قشنگ شده بود و هم وحشتناک ! ای دل غافل پاییز شد. هوا سرد بود و از خونه بیرون رفتن حسی می خواست که من نداشتم. همنون بهتر که بنشینم و به درخت در حال پیر شدن نگاه کنم . برگ درخته یکی یکی جدا می شد و تو باد پاییز تو هوا یه حالی می کرد و بعد مینشست روی زمین . پشت بندش رفتگر با جاروش جمعش می کرد و .... قشنگ و ترسناک!
گمونم الان زمستونه دیگه ! اوایلش ! دارم به سالی که در آن زندگی (؟) کردم فکر می کنم. من کدوم فصل از این سال رو بیشتر از همه دوست دارم؟ بهار؟ بهار که همه اش در حسرت قد کشیدن گذشت ! نه قد کشیدن برای رسیدن به ابرها؛ قد کشیدن برای رسیدن به لبه پنجره!! تابستان؟ اونم که اونقدر سریع گذشت که اصلا یادم نبود درختی هم اون بیرون هست! پاییز؟ دیدن ریزش برگ درختی که آرزوی کودکیت بوده خیلی قشنگه؟! ولی... ولی انگار ... انگار هنوز یه برگ این درخته ما نیافتاده !!!! داره کم کم برف می گیره ولی این برگه هنوز قصد دل کندن از درخت رو نداره. نمیدونم چرا اینقدر اصرار داره که بمونه؟ شاید میخواد برای من که پاییزم رو در تماشای این درخت و انتظار زمستان و پایان سپری کردم دلگرمی باشه که آره هنوز پاییز تمام نشده!